رفراندوم بلاگ

۱۳۸۲ شهریور ۲۹, شنبه

من به اندازه يك ابر دلم ميگيرد
وقتي از پنجره مي بينم حوري
-دختر بالغ همسايه
پاي كمياب ترين نارون روي زمين
فقه مي خواند
سهراب سپهري




چندي قبل خوانديم و خوانديد سخنراني دكتر سروش در انگلستان را كه با اشتباه خواندن تز مطرح شده از شريعتي ( اسلام منهاي روحانيت ) ، تز جديدي را عنوان كرد كه روحانيت منهاي اسلام نام داشت و حرف و حديث هايي برانگيخت، اين حرف ها با اظهار نظر نوريزاده و مقايسه عجيب و غريبش بين شريعتي و سروش دنبال شد ، نوشتن جمله ي انديشه شريعتي مرگ ساز بود براي نويسنده اش دردسرساز شد تا جايي كه سيل ايميلها با معذرت خواهي تلويحي نوريزاده پايان گرفت
هرچند اين موضوع نه از دوست داران شريعتي كاست و نه از پيگيران سروش ، و صدالبته همچون گذشته دكتر نوريزاده بر موضع انقلابي اصلاح طلب جمهوري مشروطه خواه خود ماند و حداقل چيزي از ابهامات نكاست …
به نظر ميرسد كه جريان سلطنت طلب همچنان از كينه شريعتي موج ميزند و با موج تازه شريعتي خواهي در حال جدال است ، تاختن به دكتر علي شريعتي و يا بايكوت او يكي از بارزترين وجوه اشتراك سلطنتي هاي تاجي و سلطنتي هاي عمامه اي به شمار ميرود ،چنان كه اين همكاري در زمان حيات او نيز وجود داشت و شريعتي همواره در دوجبهه ي ظاهرا متضاد در حال جدال بود ، اول جبهه اي كه در آن رهبري با امثال ((كافي)) بود كه با كوبيدن بر طبل جنگ با اهل سنت صداي دردهاي امروز مردم را نميشنيدند و دوم جرياني كه با زعامت ((كسروي ها)) ميخواست تا بگويد اسلام عروس پيري است كه ميخواهند با هزاران آرايش به حجله انديشه جوانان بفرستند، هر دو جريان بيشتر از آنكه با يكديگر در حال جدال باشند ،در سني يا متحجر خواندن شريعتي همگام بودند و اين موضوع بر محق بودن و منصف بودن شريعتي بس ،كه سياست مداران همواره با دشمني دوستي كنند تا آن يكي بركنند و سپس ديگري….


دست بردار از سرم اي شاه
كه تو اين ملك را گدا كردي
با تو هيچ آشتي نخواهم كرد
با همان پا كه آمدي برگرد
جلال الممالك

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]



پیوندهای مربوط به این پیام:

ایجاد یک پیوند

<< صفحهٔ اصلی